فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

202

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

شكار مور شمار « 1 » را عرض ديده و بواجبى رعايت حزم و احتياط نموده بر ساحل سيحون در ميان آن بيشهاء گوناگون و تضاعيف آن راههاى پر خون روانه شدند و مقدمهء لشكر ظفر اثر حضرت عبيد اللّه سلطان بود با لشكرهاى نامدار و سپاههاى عالم مدار و چون مشار اليه با خيل نامدار خود كوچ فرمودى و اطراف دشت خونخوار را به اطراف حوافر خيل سيل نهضت بفرسودى « 2 » و راههاى مضيق را بصوارم عزايم مردانه قطع نمودى ، موكب اعلى حضرت خان عاليمكان در عقب روانه شده آن منزل قطع كردندى و سلاطين نامدار با لشكرهاى ذرّه شمار خورشيد آثار ، در نواحى آن طريق راهها فرسوده و طريق مرور و عبور گشوده ، در عقب آثار « 3 » موكب گردون مدار روان شدندى . بدين نسق ساير و داير و قاطع منازل و معابر كوچ بر كوچ مىرفتند ، در غايت شدّت سرما و نهايت افراط بردوت ، بغايتى كه جماعت مصاحبان رايت همايون با وجود آنكه ممارست سرماهاى زمستان آن ولايت نموده و سالها در آفت برودت مفرطهء آن بلاد تن و روان فرسوده بودند ، اتفاق نمودند كه ما هرگز همچنين سرما نديده و الم برودت بدين زحمت و مشقت نكشيده بوديم . وصف شدت سرماء مملكت قزاق افراط سرما بمرتبهء كه هيچكس را قدرت نبود كه دست از آستين بيرون آورد و آستين را گريبان دست سازد ، گه گاهى ازو دست سر بر فرازد . پاى در موزهاى مويين و پاى پيچهاى پشمين چنان افسرده گشتى كه تو گويى پارهء يخ را در موى و نمد پيچيده‌اند و روى از صدمات زمهرير چنان بسته شدى كه پندارى آيينهء پولادست كه از نمد بيرون كشيده‌اند ، هر موى از تواتر قطرات ژاله مانند و توالى بخارات يخ بسته شاخى نمودى [ 89 ر ] برو بهار نشسته يا نخلى كه از ياسمين كه بر سرا پايش گلهاى نسترن و ياسمن بسته . ديدها از افراط برودت و برح شدّت

--> ( 1 ) - در اصل : مورشار . ( 2 ) - در اصل بفرسوده . ( 3 ) - در اصل : عقب و آثار .